گفت و گوی اختصاصی با مستر من

گرافیتی در شهرستان به مراتب دشوار تر از گرافیتی کار کردن در پایتخت است، وقتی صحبت از گرافیتی در شهرستان می شود یکی از کسانی که نامش برای همه ما آشناست «مستر من» است، گرافیتی نویس با سابقه ی شیرازی که سالهای متعددی است که در گرافیتی ایران فعال است، هرچند که این روزها فعالیتش کمتر شده اما او هدفمند نسبت به آینده کاریش صحبت می کند، بعد از اتفاق نادری که در گفت و گوی لایو ما با مستر من افتاد و شرایط جوی آن زمان کشور اجازه گفت و گوی زنده را نداد این گفت و گو امروز به شکل نوشتاری پیش روی شما است که آن را در ادامه میتوانید بخوانید؛

  • چطور شد با گرافیتی اشنا شدی؟
    از سال دوم ابتدایی پدرم ماهواره خرید و من از شبکه هایی که رپ پخش میکردن و نقاشی هایی که تو اون کلیپا نشون داده میشد خوشم میومد با اینکه نه میدونستم اون موسیقی چیه و اون نقاشی ها ، تا اینکه یه روز تو دیکشنری واژه دیوارنویسی رو به انگلیسی معنی کردم و تازه فهمیدم گرافیتی یه دنیاست که من ازش بی خبرم یادمه سال دوم راهنمایی بودم
  • در مورد هنرمندهای تاثیر گذار بر کارت و یا خودت برامون بگو؟ ایا کسی بوده که خیلی روی راه تو یا سبک تو تاثیر گذاشته باشه؟
    بله ، من اوایل شروع کارم به شدت از دیدن کارهای خارجی دوری میکردم و عذاب وجدان داشتم ، فکر میکردم اگه اونارو ببینم ، از سبک اونا ناخواسته تقلید میکنم و کارم از خالص بودن خارج میشه ، خیلی خام بودم و همین اشتباهم باعث شده بود که تو خلا فرو برم و پیشرفت نکنم ، تا اینکه کم کم شروع کردم به دیدن کارها و اونموقع بود که سبکم شکل گرفت ، هنرمندایی که خیلی ازشون الهام میگرفتم شپارد فیری ، کوپ تو ، تی کید ، سین ، بنکسی ، مد سی ، دیر ، دایم ، پیتا ، اوزر ، اودیت ، سوون ، و گروه وان اپ بودن ، اینا عشقای منن و با نهایت لذت کلیپاشونو دانلود میکردم و میدیدم و تاثیر میگرفتم از سبک و استایل کاراشون

  • چند سالی میشه که به نظر میرسه کم کار شدی دلیلش چیه؟
    بله قبول دارم که کم کار شدم ، من هم اهنگساز بودم، هم رپر ، هم بوکسور ، هم کشتی گیر ، هم بدنساز ، هم گرافیتی رایتر ، واقعا یه زمانی دوس داشتم تو همه اینا به اوج برسم . کم کم فهمیدم این چند شاخه ای بودن زندگیم سرعت پیشرفتمو کم میکنه ، اروم اروم هدفامو کم کردم ، رپ نخوندم ، کشتی نگرفتم ، بوکس نرفتم ، اهنگسازی هم کمرنگ شد ، موند دوتا عشق همیشگیم ، بدنسازی و گرافیتی ، تو دورانی که دانشجو بودم زیاد کار میکردم و پرکار بودم ، از بعد اون دوران زندگی فشار اورد و بی پولی منو اذیت میکرد ، و هنوزم اذیت میکنه ، درامدم هم در حدی نیست که بخوام به اونصورت باش به گرافیتی برسم ، در واقع سن که بالا بره اروم اروم جو تینیجری تبدیل به یه جو اروم میشه ، اما هرگز از گرافیتی دست نمیکشم هرگز ، یکی دیگه از دلایلش تمرینات ورزشیمه که به صورت حرفه ای انجام میدم .
  • در مورد MUG برامون بگو به نظر میرسه چیزی شبیه یه پروژه عکاسه؟ اصلا یعنی چی؟
    شخصیت موگ از حضرت موسی ، موتزارت ، بتهوون ، راخمانینف ، برامس ، شوپن ، انتونیو ویوالدی ، همه اینها باعث شدن من به موگ بودن فکر کنم ، موگ در واقع یه انسان نابغه هست که توسط جامعه احمق خطاب میشه ، موگ یه شخصیت اروم و بی سر و صداست ، موگ در واقع فیلسوفیه که از جامعه و عموم مردم گریزانه ، همونطور که یه فرد عینکی و درس خون تو مدرسه از دید بچه ها و همکلاسیاش احمق خطاب میشه ولی در واقع یه نابغه هست که بقیه نبوغشو درک نمیکنن و در اینده بهش پی میبرن

  • از اهدافت برای آینده برامون بگو؟
    ساخت یه فیلم در مورد هنر خیابونی ، نوشتن یه کتاب از خاطراتم ، و در اخر یه انقلاب پر رنگ به دست موگها…
  • گرافیتی ارتیست های مورد علاقت کیا هستن؟
    خارجیارو که گفتم ، اما ایرانیا رو میتونم بگم فقط اونایی که تو خیابون گشتن و دوس دارم ، و از بچه های فری وال خوشم نمیاد ، در کل رفقای گروه اگزیت مورد علاقه منن تو ایران ، اما با استعداد هم زیاد داریم ، نیروان ، پریشون ، هشوار ، و خیلیای دیگه که الان حضور ذهن ندارم ، همه بچه ها خوبن ، بدی وجود نداره
  • به غیر از گرافیتی چیکار میکنی؟ روزات چطور میگزره
    ورزش ، تتو ، نقاشی دیواری ، طراحی گرافیک ، خونه .تفریحی در کار نیست اصلا ، فقط گاهی یه چرخی تو پارک محلمون میزنم
  • اهل مطالعه هستی؟ یه کتاب بهمون معرفی کن
    تائو ت چینگ
  • تو بیشتر یه خرابکاری یا یه هنرمند؟
    من هیچی جز یه ادم احمق نیستم…
  • ایا تحصیلات اکادمیک در زمینه هنری داشتی؟ رشته تحصیلیت چیه و تا کجا ادامه دادی؟
    گرافیک ، لیسانس
  • خیلی از کسانی که تازه میخوان وارد گرافیتی بشن پولای زیادی بابت خرید اسپری خارجی میدن و فکر میکنن باید حتما اسپری خارجی داشت تا بشه کار خوبی اجرا کرد تو هیچوقت از اسپری خارجی استفاده نکردی، پس این ظرافتی که حتی از نظر تنوع رنگی توی کارات هست رو چطور ایجاد میکنی؟
    من لاین و سایه ها و گاهی فیل این رو با اسپری میزارم ، در واقع ، اتود رو که با اسپری زدم ، خودم رنگ میسازم و رو دیوار میزارم و بعد لاین ها رو اضافه میکنم و سایه میزنم ، استفاده از اسپری ایرانی یه قلق خاص داره که هر کسی بلد نیست ، من فقط اون قلق رو بلدم و خیلی تو ظرافت کارم تاثیر میزاره ، یادمه یه بار مونتانا رو تو گردهمایی که اوهام راه انداخته بود ، تو دانشگاه هنر تهران ، اونجا تو دست رفقا دیدم ، (با خنده) ، دیگه بعد اون فقط راجبش شنیدم ، مهم ایدست و خروجی کار ، به صورت غریضی حس زیبایی شناسی تو وجود بعضی از افراد جای گرفته و اون افراد تو اجرای اثارشون موفق ترن ، هر کسی یه ژنی داره ، یکی اقتصاد دانه خوبیه و یکی تاجر خوب و دیگری هنرمند خوب ، هر کسی نمیتونه از ابزار خاص بهینه استفاده کنه
  • یکی از پر تکرار ترین سوالهای که از ما میپرسن و حتما هم از خودت، اینکه برای گرافیتی یاد گرفتن باید چیکار کرد؟ چه توصیه ای داری برای کسایی که تازه میخوان وارد این جریان بشن؟
    خوب ببینن و خوب تمرین کنن و طراحیرو بلد باشن … جو گیر نباشن تا دو تا بازی کامپیوتری کردن و دوتا فیلم دیدن بزنه به سرشون ، من سبک زندگیم از اولش این بوده ، و خواهد موند تا دم مرگم هیپ هاپ تو ذهنم نهادینه شده ، تو خیابون گشتم دعوا کردم کتک خوردم کتک زدم ، کسی که تو بغل مامانش میخوابه نمیتونه بیاد تو این کار ، کسی که مزه خیابونو نچشیده نمیتونه بیاد راجب طعمش فرهنگسازی کنه و صحبت کنه ، استعداد و پشتکار ، گرافیتی یاد دادنی نیست ، گرافیتی زندگی کردنه ، من نمیتونم طرز زندگی تو یه شهر پر از دزد رو به یه تازه وارد یاد بدم ، خودش بعد مدتی میفهمه ….گرافیتی یه قبرستونه ، کسی که جرات دفن شدنو داره میتونه واردش بشه …
  • بین هنر خیابانی و گرافیتی از نظر تو چه تفاوتی وجود داره؟
    همون فرقی که بین بیف استرگانف و فلافل هست…
  • نظرت در مورد برگزاری نمایشگاه گرافیتی توی گالری چیه؟ همینطور هر پروژه ی تجاری از طریق گرافیتی؟
    مخالف نمایشگاه نیستم اما صرفا کسی میتونه نمایشگاه بزاره که تو خیابون هم فعال باشه ، نه طرف حتی یه کار رو دیوارم نداره میاد نمایشگاه گرافیتی میزاره ، اون اسمش نمایشگاه نقاشیه و گل دخترا و گل پسرا میان اونجا به بهونه دیدن اثار لاس میزنن
  • میدونیم که قرار بود توی رویداد رایت اند راید حضور داشته باشی چی شد که منصرف شدی؟
    تو رژیم مسابقه بودم و خرجم بالا بود ، مربیم صلاح دید که نیام تهران تا از تمرینام عقب نمونم در ضمن هزینه هام به شدت بالا رفته بود و نمیتونستم بیام تهران با اون وضع
  • وضعیت گرافیتی امروز ایران رو چطور می بینی؟
    مثل یه پرچم که خیلی وقته تکون داده میشه ولی کهنه و فرسوده شده…در واقع این پرچم رو کسایی دوختن و سپردنش دست نسلهای بعد ، اما نسلهای بعد به فکر ترمیم و نوسازیش نیستند و کورکورانه و الگو گرفته از نسل قبل فقط تکونش میدن و اخرشم میفته رو سرشون
  • خب مشکل اصلی گرافیتی امروز ما چیه از نظر تو؟
    جو زدگی ، کمبود منابع فارسی ، سیاست دولت و نظام ، بیکاری ، غرب زدگی ، سطح سواد و تجربه به شدت پایین
  • نظرت در مورد مستند باره های شهر و همکاریت با سازنده ای مستند چیه؟چطور بود؟
    تو روزای اول و با توجه به فیلمایی که من در اختیارشون گذاشتم انتظار داشتم که اون فیلمها رو به همه نشون بدن و سبک زندگی گرافیتی رایتر ها دیده بشه ، اما اون مستند بیشتر از نظر من جنبه تبلیغات برا یه گروه خاص بود ، که بیشتر به اونا پرداخته بود ، صحنه های کار کردن رفقا و گرافیتی رایتر ها خیلی کم بود و بیشتر صحبتهاشون و صحبتهای اساتید دانشگاه شنیده میشد ، مستند باید خالص باشه و باره های شهر نبود ، به نظرم اسم مستند باید “باره های اتاق هنرمندان شهر” میبود
  • در مورد فعال های گرافیتی خارج از جامعه گرافیتی ایران نظرت رو بگو؟ اینکه حضور و پرداختن این فیلمسازان و یا روزنامه نگارانی که دارن به گرافیتی میپردازن رو مثبت می بینی یا مخرب؟
    من حضورشون رو مثبت میبینم ، البته با شناخت و اگاهی کافی در مورد این فرهنگ و گرافیتی رایتر ها
  • نظرت در مورد سبک ها و استایل های موجود توی گرافیتی ایران چیه؟ چه مقدار این استایل تقلیده و چه مقدار بومی شده؟ اصلا به نظر این مسائل اهمیتی داره؟
    سبکهای فارسی بچه ها خیلی شبیه به همه ، در واقع من سبکی نمیبینم ، به جز اندک افرادی مثل “پریشون(بتل)” “غار” “خاموش” “نیروان” “نهفته” “تنها” “گربه” ” بم بم” “اک وان” و چنتای دیگه که یادم نمیاد دقیق
    من وقتی یه کار از اینا یه جا ببینم سریع میفهمم که کار کدومشونه

 

بریم سوراغ سوالاتی که مخاطبان مجله ازت داشتن:

  • تا حالا توسط پلیس دستگیر شدی؟گرافیتی چه محدودیت های تو زندگیت ایجاد کرده؟
    خیلی زیاد دستگیر شدم ، خیلی ، گرافیتی محدودم نکرده اصلا
  • ۱۵ توصیه درباره استراتژی تو بمبینگ و چگونه دستگیر نشدن؟
    ۱۵ رو تقسیم به ۵ میکنم و ۳ تا توصیه میکنم ، خونه رو ترک نکن ، در اتاقت رو نبند ، شب زود بخاب و دعا کن که خواب ببینی که داری بمبینگ میکنی …
  • بهترین اسپری های که توی ایران پیدا میشن؟
    همشون خوبن
  • با توجه به اینکه آثارت زود از بین میره انگیزت چیه ؟
    لذت بخشه که زود از بین میره ، اینکار منو بیشتر تحریک میکنه
  • Bbee چی شد؟
    Black bee زنبورای سیاه هنوز هم بر قراره و به زودی یه مستند راجبش میسازیم
  • میگن خداحافظی کردی اگه خداحافطی کردی ممکنه یه روز برگردی؟
    خداحافظی نکردم
  • چه کسایی رو تو ایران به عنوان گرافیتی کار درجه یک قبول داری و چی از زندگی و کارشون میدونی؟
    اونایی که تو خیابون میچرخن
  • شغلت چیه؟
    تتو طراح گرافیک
  • ایا برای یادگیری کلاسی چیزی رفتی؟
    خیلی جک زیبایی بود
  • تفاوت هنر خیابانی و هنر اکادمیک رو در چی میدونی؟
    دیوانگی و منطق
  • آیا او یک هنرمند نیست؟
    هستم اما معترض به هنر
  • وضعیت مالیت چطوره؟
    خیلی بد
  • واقعا مشکلات زندگی باعث شده به جایی برسه که کم کار بشه یا مشکلات شخصیتی مثل تغییر عقیده؟
    مشکلات زندگی
  • رفقای قدیمیت همه رفت چی زندگیشون چی باعث شده تو هنوز بمونی و کار کنی؟اتم و ne قرار نیست برگردن؟
    اوانا هم مثل من درگیر خرج زن و بچشونن ، و جیب بابا براشون بی معنیه
  • چرا عکس کارهای جدیدتو توی اینستاگرام نمیزاری؟
    چون جای بهتری برای ارائه کردنش دارم و اون جایی جز خیابون نیست
  • نظر خانوادت در مورد این کار چیه؟
    اصلا نمیدونن چیزی از رازهای زندگیم (با خنده) … خیلی کم

برات آرزوی موفقیت داریم و ممنون از  وقتی که در اختیار ما گذاشتی.

2 thoughts on “گفت و گوی اختصاصی با مستر من

  1. مرسی عزیزان. جدا از غلط‌های پرشمارِ املایی، سوال‌های خوبی پرسیده شده بود. مسترمن اونقدر جذابه و کاردرست که مدت‌هاس بهش علاقه‌مندم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *