مقاله: «خبرنگارانِ بی خبر»

بررسی عملکرد مطبوعات داخلی در رابطه با هنر گرافیتی

احمدرضا بیدگلی _ گرافیتی جذاب است، جنجالیست، حاشیه ساز است، مرموز و اعتراضی بودن را هم به آن اضافه کنید! آیا همین کافی نیست که توجه خبرنگاران را به خود جلب کند؟
چندی پیش مجله ای طرح روی جلد خود را ، یک اثر گرافیتی از بلک هند قرار داد، اتفاقی که کمتر در مطبوعات داخلی شاهد آن هستیم. این مجله همچنین به طور مفصل به گرافیتی ایران پرداخته بود! با یک نگاه به اکثر مطالبی که در طی این سال ها در جراید منتشر شده است، می توان گفت که در چند سال گذشته حتی سبک نوشتن و نوع نگاه خبرنگاران نسبت به گرافیتی ایران تغییر کرده است، اما چیزی که می توان گفت هنوز تغییر چندانی نکرده، آگاهی آن ها نسبت به این هنر می باشد!
شاید اولین واکنش ها و اولین توجهات به گرافیتی را در سال ۱۳۸۴ بتوان یافت؛ زمانی که مجله چلچراغ با کپی بدون ذکر منبع از سایت کلاه استودیو، مقالۀ کارن رشاد را به اسم نیما اکبرپور (که بعدا به بی بی سی فارسی رفت) منتشر کرد!

سال بعد روزنامه چپ گرای اعتماد ملی، مقاله ی قابل تاملی در مورد اهمیت دیوار و دیوارنگاری منتشر کرد که در آن هم، باز رگه هایی از همان مقاله قبلی مشاهده می شد که البته شاید نداشتن اطلاعات درست از این هنر، نویسنده را به کلی نگری واداشته بود! می توان گفت به طور کلی، تمامی مطالب منتشر شده در مورد گرافیتی، حتی تا همین چند سال پیش هم، تحت تاثیر مقالات کلاه استودیو منتشر می شد و این نشان از آگاهیِ کم خبرنگاران از این پدیده ی نو ظهور یعنی گرافیتی بود! کار به جایی رسیده بود که هنوز مطلب روزنامه را نخوانده بودیم، می توانستیم حدس بزنیم که محتویاتش چیست: “لغت گرافیتی از واژه گرافیو در زبان ایتالیایی مشتق شده است که به معنی اثر گذاری سریع یا خط خطی است و …”این جمله بدون کم و زیاد شدن در چند روزنامه، منتشر شده که همه آن ها بعد از این توضیحات به سراغ تاریخچه ی گرافیتی ایران می رفتند و این حرف های تکراری با احتمالاً یکی دو عکس از گرافیتی های ایران و معرفی یکی دو هنرمند گرافیتی ایرانی (که بعضاً حتی برای اولین بار اسم آن ها را می دیدیم) بسته می شد!
می توان شروع دهۀ ۱۳۹۰ را شروع یک فضای جدید برای گرافیتی ایران قلم داد کرد؛ روزنامه ها هر ساله در مورد گرافیتی نوشتند، مقالات دانشگاهی در مورد گرافیتی نوشته می شد، حتی شاهد نشر و چاپ کتاب با موضوع گرافیتی بودیم. تب گالری و برگزاری نمایشگاه هم مدتی به جان گرافیتیمان افتاده بود، تعداد گرافیتی آرتیست ها بیشتر شده بود و طبیعتاً شاهد تفکرات جدید و خلاقیت های بیشتری نیز در این عرصه بودیم! با نگاهی به مطالب روزنامه ها در ۵ سال گذشته در مورد گرافیتی در میابیم که مطالب تکراری روزنامه ها که با تفکر «معرفی گرافیتی به مردم» بود به سمت «تحلیل و بررسی گرافیتی ایران» پیش رفت…
در ذیل به برخی مطالب منتشر شده از سوی روزنامه ها و مجلات در چند سال گذشته اشاره می کنیم:
۲۸ /۸/۱۳۹۲ روزنامه اعتماد: رژ خط قرمزها روی دیوار های شهر، گزارشی از وضعیت گرافیتی در شهر تهران و ایران نوشتۀ فرزانه قبادی (همان مطالب تکراری گذشته با چاشنی کمی خلاقیت!)
۱۳/۱۰/۱۳۹۲ روزنامه شهروند: هم هنرمند، هم خرابکار ، گزارشی از ۱۰ سال گرافیتی در ایران نوشتۀ امیر هاتفی نیا (در این گزارش با تعدادی از گرافیتی آرتیست های ایرانی صحبت شده است و
می توان آن را یکی از بهترین مطالب نوشته شد در مورد گرافیتی ایران در مطبوعات دانست؛ این احتمالا ًاولین نوشتۀ هاتفی نیا در مورد گرافیتی ایران در مطبوعات بود که علی الظاهر تلاش های هاتفی نیا برای نگارش این گزارش، در مابقی مطالبش دیگر تکرار نشده است.)
۳/۷/۱۳۹۳ روزنامه شرق: گرافیتی ایرانی نجیب است! (تحلیل گرافیتی ایران با نقل قول هایی از دکتر کوثری، کسی که اولین کتاب را در مورد گرافیتی در ایران منتشر کرده است؛ این نوشته هم از جمله مطالب خوب در مورد گرافیتی ایران به شمار می رود.)
۲۹/۲/۱۳۹۴ روزنامه ابتکار: گرافیتی، هنر خیابانی یا آنارشیسم اجتماعی؟! نوشتۀ احمد جهان بین (باز هم تکرار همان مطالب قبلی که گرافیتی یعنی چی و تاریخچه ای از گرافیتی ایران؛ البته نکته قابل تامل در این گزارش این است که در انتهای این مطلب، رفتن گرافیتی ایران به سمت گالری ها را به چالش کشیده است!)
۲۲/۱/۱۳۹۵ روزنامه همدلی: «نه» به هنر شهری جعلی، نوشتۀ امیر هاتفی نیا (نقدیست تند و کمی افراطی از ماجرای بهارستان ۹۵ و همکاری برخی هنرمندان (غیر گرافیتی) با شهرداری تهران در انجام دیوارنگاری های مجاز؛ این مطلب هرچند به طور مستقیم، در مورد گرافیتی نیست اما این نکته را یادآور می شود که گرافیتی باید غیر رسمی و خارج از این چارچوب ها باشد.)
۹/۲/۱۳۹۵ روزنامه گسترش صمت: خروش احساس روی دیوارهای شهر، نوشتۀ علی نعیمی ( فاجعه، افتضاح، مزخرف! این سه کلمه شاید بهتر بتواند چرندیات این روزنامه را بیان کند، وقتی مصاحبه دروغین با یکی از گرافیتی نویس های ایرانی داشته و برای آن حتی نام خانوادگی جعلی هم انتخاب کرده است)
۸/۶/۱۳۹۵ روزنامه شهروند: گرافیتی از خیابان تا اینستاگرام، نوشتۀ امیر هاتفی نیا ( نقدی از مجازی شدن گرافیتی ایران در این روزها، نقد بجا و مطلب خوبی در مورد گرافیتی ایران)
۱/۸/۱۳۹۵ مجله کتاب هفته خبر: تهران روی دیوارها با نوشته هایی از گلنار یارمحمد، امیر هاتفی نیا، اشکان رشاد، مسعود ناصری، مینا حسنی و … (بررسی گرافیتی ایران تحت عنوان “پرونده ای برای هنر گرافیتی در ایران”؛ مجموعه مطالبی که شدیداً انتقاد به آن وارد است؛ اما وقتی دبیر تحریریه این نشریه فرق کار آدا با بلک هند را تشخیص نمی دهد، چه انتظاری از خروجی آن دارید؟)
(لازم به ذکر است که در بالا بخشی از مطالب مهم منتشر شده در جراید چند سال اخیر آورده شده، با این توضیح که مطالبی که در مورد یک آرتیست خاص منتشر شده بود (مانند مصاحبه ها و …) مد نظر ما نبوده است.)

ظهور شخصیت های جدید در این عرصه:
امیر هاتفی نیا
همان طور که ملاحظه کردید، در میان نویسندگان فوق نام امیر هاتفی نیا، چندین بار به چشم می خورد. البته این همه ی نوشته های هاتفی نیا از گرافیتی نیست! خبرنگاری که بخشی از فعالیت خبری اش را به گرافیتی ایران اختصاص داده و دانش آموخته ی دانشکده ی سوره است. او حتی موضوع پایان نامه اش را به گرافیتی اختصاص داده. امیر هاتفی نیا سبک نوشتن از گرافیتی در مطبوعات را تغییر داده است. او را نمی توان چندان نا آشنا و ناآگاه نسبت به گرافیتی دانست، وقتی که از سال ۹۲ تا امروز بطور جدی پیگیر گرافیتی ایران بوده. هاتفی نیا برخلاف دیگر خبرنگاران (که حاصل یک سرچ ساده و مطالعات چند دقیقه ای خود از گوگل را می نویسند و چون آگاهی ندارند، وارد جزییات نمی شوند و به همان کلی نویسی و کلی نگری بسنده می کنند)، مطالعه کرده است و نگاه دقیق تری به گرافیتی ایران دارد. او این روزها بیشتر گرافیتی را به چالش و نقد می کشد. دلِ خوشی از گرافیتی کاران (به قول خودش) نسل سومی ندارد و البته که آن ها هم از او دلخوشی ندارند! هرچند که حضور او در این عرصه هم مفید بوده است و هم لازم، اما این روزها ظاهرا قلمش از آگاهی و علمش بیشتر می چرخد، از جنجال و حاشیه سازی هم بدش نمی اید! گه گدار، ناخواسته یا خود خواسته در زمین دوستان گرافیتی کارش بازی می کند و این حقیقت است که در این میان انسان ناآگاه بازیچه ی دست دیگران می شود! او می تواند از لیوان نیمه پر جوری بنویسد که سایرین گمان کنند لیوان از ابتدا خالی بوده. و چه کسی بهتر از او تا افکار عده ای خاص را به رشته ی تحریر درآورده و با توجه به جایگاهش در رسانه آن را منتشر کند…

 

وحید لطفی منش
او اما به شکل دیگری به گرافیتی می پردازد! وحید لطفی منش، عکاس است. در شهرها راه می افتد و با گوشی موبایلش از جدیدترین گرافیتی ها عکس می گیرد و بعد آن را در صفحۀ اینستاگرام خود به اشتراک می گذارد. مشابه کار وحید را، خیلی ها در دیگر کشورها هم انجام می دهند. زمانی ارزش کار وحید بیشتر برایمان مشخص می شود که می بینیم، هم مردم دنبال کننده عکس هایش هستند و هم عکس هایش در روزنامه و مجلات، گه گدار منتشر می شود! البته وحید فقط به تهران بسنده نمی کند. او به شهرهای دیگر هم سفر می کند و از گرافیتی در سایر شهرها نیز، عکس می گیرد! وحید لطفی منش در بیشتر دیده شدن گرافیتی ایران نقش موثری داشته است و به عنوان یک «عکاس گرافیتی» حضورش همیشه مفید بوده است. او خوب می داند که اظهار نظرهای شخصی اش می تواند به جایگاهش در این عرصه ضربه بزند!

با نگاهی به مطالب منتشر شده در جراید داخلی می بینیم که نگاه اکثر مطبوعات به گرافیتی ایرانی همواره مثبت بوده است! شاید همین موضوع، گرافیتی آرتیست های ما را بد عادت کرده است که کمتر تاب و تحمل انتقاد را دارند! مخصوصاً اگر نقدها بوی انصاف هم ندهد!
اما گرافیتی آرتیست های ما باید بپذیرند که شرایط نسبت به گذشته فرق کرده است؛ دیگر همه می دانند که گرافیتی چیست، آن را به عنوان عنصری جدانشدنی از دیوار شهرها پذیرفته اند، دیگر روزنامه ها نمی نویسند گرافیتی یعنی چه؟ آن ها حتی برای جلب توجه و فروش بیشتر برای گرافیتی پرونده تشکیل می دهند! پس در این فضای جدید باید هم مواظب بود و هم منتظر؛ منتظر نقدهای فنی تر و بیشتر از گذشته …

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *