گفت و گوی اختصاصی با گروه دژ

گروه دژ یکی از گروه های موفق در گرافیتی ایران است; رنگ آبی و استایل سه بُعدی حروف، مشخصه خاص آثار این گروه است و در اکثر گرافیتی های آنها دیده می شود. گروه ”دژ” سابقه همکاری با مهدیار آقاجانی، علی رسولی و علی سورنا را در کارنامه خود دارد، تمکین و کیارش دو عضو گروه دژ هستند; اخیرا ما گفت و گویی با آنها داشته ایم که هم اکنون میتوانید آن را بخوانید:

  • شروع داستانتون از کجا بود و دژ چه زمانی شکل گرفت؟
    -تمکین:” شروع قصه و آشنایی منو کیارش از مدرسه بود، فیلم هشدار برای کبری ۱۱!
    ما از مدرسه با هم رفیق بودیم، بعد گرافیتی رو شروع کردیم. نمی دونستیم گرافیتی چیه! همینجوری برای خودمون رو در و دیوار می نوشتیم. بعدها یکی بهمون گفت اسم این کار تگ زدنه و ما به گرافیتی تگ می گفتیم !
    بعدش تازه دوزاریمون افتاد که تگ چیه و گرافیتی چیه… تموم شد و رفت!

-کیارش: از اواخر ۸۴ شروع کردیم، اوایل ۸۵ ”دژ” شدیم!
از اول دو نفر نبودیم ولی اونا اصلا تو قضیه نبودن، یعنی می شه گفت که فقط ما بودیم دیگه! کار خاصی نمی کردن! اینکه باهامون می اومدن شلوغ می شد فقط. یا مثلا تو خیابون بعضی وقتا استیکر چاپ می کردیم می چسبوندن، همش تو عالم بچگی بود بیشتر.

  • از رابطه دوستیتون به ما بگید. چند سال می شه که رفیق هستید و با هم کار می کنید؟
    – کیارش:” دوستیمون از زمانی شروع شد که گرافیتی رو با هم شروع کردیم.
    ۳ سال قبل از تشکیل دژ! ۱۳،۱۴ سال هست که رفیقیم.”

دژ و عمق

  • کار گروهی رو چطور می بینید؟ کمی دربارش برامون توضیح بدید.
    – تمکین:”کار گروهی فوق العاده سخته! ولی برای ما دیگه اینطور
    نیست; باهم می تونیم، عادته! همش می شه عادت اولش سخته. هر کسی یه خطی رو می کشه، اون یکی نمی دونه چیه ولی به مرور زمان عادت می کنیم.
    کنار هم که کار کنی، وقتی تو یه خط می کشی اون یکی می تونه دنبال خط تورو بکشه.”
    – کیارش:”من می گم تلفیقشه که می شه دژ. کار من می شه کار کیارش، کار تمکین می شه کار خودش! اما تلفیقشه که می شه کار دژ. اینطوری یه قسمت
    کاری رو انجام بدی، یه قسمت دیگه شو می سپاری به اون طرف! یعنی کاری نداریم که آقا خوب می شه یا بد. مثلا سلیقه هامون که خیلی شبیه همه ولی شاید با کار من حال نمی کنه اما می دونه که آقا دژ اینطوریه دیگه! اسکچ رو که یه نفر می زنه، کلا از صفر تا صدشو می ره تموم می شه! یا یکی اسکچ خام و بدون رنگ می ده اون یکی، اونم یه ادیتی روش می زنه، بعد دوباره با کمک همدیگه رنگ می کنیم.
    این پنجاه پنجاهش می شه! حالا باز شکل های دیگه ایم داره. مثلا هفتاد_سی و … . رو دیوار که پنجاه پنجاس قشنگ!

 

  • تجربه نمایشگاه بعدهای آبی چطور بود؟ آیا اون بازخوردی که انتظار داشتید رو گرفتید؟ و اینکه در آینده نزدیک به فکر نمایشگاه دیگه ای هستید یا نه؟
    – تمکین:” خوب بود. به نظرم اون چیزی که می خواستیم رو ازش گرفتیم ولی گالری گذاشتن تو ایران با شرایطی خاصه که اگر ما بخوایم دوباره گالری بذاریم شرایط خاصی داره ؛ در غیر این صورت نمی ذاریم! ولی اگه اتفاق خیلی خوبی بیفته، مثلا یه جمع خوبی باشه و شرایط خوبی مهیا باشه چرا که نه!
    به جز اون خارج از ایران هم اگه پیشنهاد خوبی باشه، آره گالری می ذاریم.”

 

  • منظورت از شرایط خاصی که می گی چیه؟
    – تمکین:” شرایط خاص، از اولین مواردش طرز برخورد خود گالری داره که چطوری با ما برخورد می کنه!
    تو بعدهای آبی، یه حالت پنجاه پنجاهی بود. نه اون احساس کرده برتری نسبت به ما داره، نه ما برتری به اون داریم! یه چیزی دیده گفته من اوکی ام، شماهم اگر اوکی این، بیایید گالری بذارین.
    قشنگ ترش اینه که گالری دار بیاد دنبال آرتیست! این اتفاق تو ایران کم میفته. اگر اینطور باشه خوبه. اگر گالری دار بیاد بگه تو کارتو بذار، به هدف و سبکی که من می گم، این مزخرفه محضه!
    سر بعدهای آبی می خواستیم چند جای دیگه نمایشگاه رو بذاریم چنین حرفایی زدن، گفتیم نه! طرف مثلا می گفت طرح رو عوض کن! یا غیر مستقیم می گفت اون چیزی که من می خوام رو بزن.”
    – کیارش:” به نظر من که نمایشگاه خوب بود. روز اول خیلی شلوغ بود! ولی همه مثل خودمون بودن! یا آرتیست بودن، یا علاقه مند! همه هم سن و سالای خودمون، گالری دارا و سرمایه دارا نبودن! ولی جو خوبی حاکم بود. روز اول ما اصلا داخل گالری نرفتیم که یه سری ناراحت شدن گفتن چه
    فازیه و فلان … گالری که افتتاح شد اومدیم بیرون. چون روز اول همه میخوان بیان ببیننت،اصلا کاری به آثار ندارن! ما می خواستیم تمرکز روی کارا و نمایشگاه باشه.”

  • گرافیتی ایران رو چطور می بینید؟
    – تمکین:” خیلی سوال خوبی بود یه بار دیگه بپرس!(با خنده)
     گرافیتی ایران رو چطور می بینید؟
    تمکین:” گرافیتی ایران داره پیشرفت می کنه، استعدادای زیادی توش اومدن!
    مثلا اکثر بچه هایی که تازه کارن خیلی پتانسیل دارن کیفیت کاریشون هم بالاست! همینجوری که نسل می گذره، کارای اونام قویتر می شه، درستشم همینه! ما با چندتا از بچه های نسل جدید کار کردیم و لذت بردیم.”

 

  • از خروجیا راضی بودین؟
    – کیارش:” نسبتا آره! هر کدومشون یه خصوصیت خیلی خوب تو کار واستایلشون دارن.”
    – تمکین:” خوبیش اینه که یه سریاشون به یه درک خوب از گرافیتی رسیدن، یه هدفی رو دنبال می کنن!
    خب گذر زمان، تجربه! این همه آدم قبل از ما اومدن کار کردن، توی شبکه های اجتماعی آدم بره بگرده، بحث های زیادی از این بچه هایی که گرافیتی کار کردن هست! اتفاقایی که واسه یکی تجربه شده، طرف اومده بازگو کرده، بقیه می تونن تحلیل کنن و درس بگیرن از اون اتفاق.”

 

  •  تو کارتون کسی رو الگو قرار دادید؟ الگوی خوب چه کسی می تونه باشه؟
    کیارش:” کسی الان توی ذهنم نمیاد! الگو به اون صورت نداریم ولی از یه سریا خیلی تاثیر می گیریم و این تاثیر می تونه به صورت ناخودآگاه باشه. من با موزیک خیلی ترغیب می شم به کار کردن! به عنوان مثال موزیک های مهدیار آقاجانی تاثیر بسیار زیادی روی من داره و موقع کار پلی میکنم.”

 

  • به عنوان دوتا گرافیتی کار با تجربه چه توصیه ای به تازه کار ها دارید؟
    – تمکین:” هرچی که تو دفترشون میکشن، نیان سریع بندازن رو دیوار! اول تو دفتر واسه خودشون استایل پیدا بکنن، بعد بیان پای دیوار.”

 

  • اگر یه روزی شرایطتون رو برای مهاجرت مناسب ببینید این کارو میکنید؟
    – کیارش:” نه ولی شاید مجبور بشیم، یه شرایطی پیش بیاد جدا از گرافیتی که نتونیم!( اگه هنر اعتراضیه، باید تو موقعیت مکانیش باشی که بتونی درک کنی.
    وقتی تو داستانی، میتونی اعتراض کنی! تو اونور دنیا به چی داری اعتراض میکنی؟ اعتراض هم نه، داری تشکر میکنی! اما تشکرم اگه بخوای بکنی، تو اونور دنیایی، واسه چی تشکر میکنی؟ من خودم به شخصه به خاطر گرافیتی نمیرم. حتی اگه زندگیم اونور ردیف باشه.”
    – تمکین:” منم اگه گرافیتی کار نمی کردم و به این فضا نیاز نداشتم می رفتم.”

 

  • شما در رویداد ”ride & write” حضور داشتید. برنامه چطور بود؟ و آیا به نظرتون چنین برنامه هایی تاثیری در پیشرفت گرافیتی ایران داره یا خیر ؟
    – کیارش:” هم می تونه باعث پیشرفت باشه، هم نه! بسته به فاز رقابتی داره که ایجاد میکنه و کرکترایی که تو مابقی قضیه حضور دارند. منظور از رقابت سالم، رقابت سازنده ست مثل اپراتورای مخابراتی ایران؛ تا وقتی که فقط همراه اول بود، تنها با موبایل می تونستی زنگ بزنی ولی وقتی ایرانسل اومد، هزار جور طرح آبی و سبز و… اضافه شد!
    این چشم و هم چشمی تو گرافیتی خوب جواب میده، مثل خیلی از جاها یا چیزای دیگه.”

 

  • چند وقت پیش عکسی با قاف در اینستاگرامتون منتشر کردید.
    فکر کنم مربوط به مستندی بود که علی رسولی کار می کرد; در رابطه با اون هم اگر دوست دارید توضیح مختصری بدید:
    – کیارش:” این مستندی در مورد هیپ هاپ ایران و گروه ملتفت هست که برنامه ریزی مستند، برای شبکه ”HBO” و برنامه ”Vice” هستش که البته با درگذشت ناگهانی دوست خوبمون علی رسولی که نقش مهمی در تولید این برنامه داشت از سرنوشت این برنامه بی اطلاعیم.”

 

  • ضمن عرض تسلیت بابت از دست دادن علی رسولی که میدونیم خیلی روی شما تاثیر گذاشته ، دوست داریم از رابطه گروه با علی و پروژه های تصویریتون برامون بگید.
    – کیارش:” علی جدا از این که یکی از دوستان خوب و با استعداد ما در زمینه ایده پردازی و تصویر بود، مستعد ترین کارگردان و تصویر برداری بود که تا به حال شناخته بودیم. من بر این اعتقاد بودم که علی رسولی کسی بود که هیپ هاپ ایران رو از نظر تصویری متحول خواهد کرد ضمن این که اخیرا با گروه قوی ملتفت ارتباط برقرار کرده بود و بستر برای این تحول مهیا شده بود.
    ما هم با علی چند پروژه تصویری داشتیم که بعد از این اتفاق در وضعیت نا معلومی قرار گرفته تا تصمیم درستی براشون بگیریم.”

 

  • زندگیتون رو از چه راهی می گذرونید؟
    -تمکین:” در حال حاضر، از کارهای طراحی داخلی و به صورت پراکنده کارهای کامپیوتری.
    خوشبختانه آدم های کم خرجی هستیم.”

 

  •  چرا اغلب اوقات از رنگ آبی استفاده میکنید؟ فکر نمی کنید کمی تنوع در رنگ، کارتون رو بهتر میکنه؟
    -کیارش:” اتفاقا این سوال رو خیلی می شنویم، سوال خوبی بود.
    چرا آبی؟ چون ما رنگ فرهنگ خیابونی و حتی تاریخی خودمون رو آبی می دونیم. حالا درست یا غلط، با شما! دلیل دوم هم کوررنگ بودن من(کیارش) هست چون که طیف آبی، جزؤ معدود رنگ هایی هست که می تونم تشخیص بدم. دلیل بعدی به خاطر سه بعدی بودن سبکمونه. آبی رنگ پرسپکتیوه یعنی یکی از نشانه های حجم و بُعد و هزار و یک دلیل دیگه!
    اما این که ممکنه برای مردم یک نواخت باشه؛ ما یک ایدئولوژی داریم تو کارمون که هر هنرمندی، نیاز به مخاطب داره. هم برای ایجاد انگیزه و هم برای
    تبادل کانسپت. (concept)
    کسی هم نمی تونه منکر این قضیه بشه ولی مخاطب چجوری به دست میاد؟ به نظر ما آرتیست باید موقع خلق اثر، بدون هیچ فیلتر و در نظر گرفتن خط قرمز یا سلیقه خارجی، خودش باشه. اینطوری، هرکسی که با اون چارت مشترک ایجاد کنه، خط فکری اون رو داره و مخاطب
    واقعیش هست و اون هنرمند هم، آرتیست واقعی هست. اما اگر بخوای خودت رو عوض کنی و بیاری تو خط فکری مردم تا اثرت عامه پسندتر بشه و چیزی جز فکر خودت خلق کنی، تو مخاطب مردمی!
    کسایی هم که میگن دژ فقط می تونه آبی کار کنه، شایدم راست میگن و یا شایدم باید تو کارهای قدیمی جستجو کنند، یا شایدم رنگ آبی ارزون تر درمیاد!
    اما صد در صد پروژه ”بعد های آبی ”تموم میشه و به یه جمع بندی میرسه .
    اون تایم کارای جدیدی ازمون میبینید با رنگای دیگه و شاید بدون حجم.”

  • فکر میکنید منظور از گرافیتی حقیقی چیه؟ گرافیتی رو در ایران چطور می بینید؟
    – تمکین:” خوبیه این هنر یا بهتر بگم، فرهنگ هیپ هاپ این هست که هیچ اصول و قانون محکمی براش نوشته نشده و هرکس به عنوان خالق، میتونه قانون
    گذار راه باشه و می تونه هدف خودش رو داشته باشه ولی به نظر ما گرافیتی واقعی، گرافیتی ای هست که استریت آرتیست ها و گرافیتی آرتیست های
    ایران می زنند. کشوری که ارتش آمریکا جرئت ورود به خیابون هاش رو نداره. به قول بزرگی، اگر بنکسی تو ایران بود، یک حقوق بگیر دولتی بیشتر نبود.”

 

  • شاید برای مخاطبان ما جالب باشه که نظر شمارو راجع به ابزار کار بدونن؟چقدر میتونه تاثیرگذار باشه؟ آیا بدون ابزار درجه یک نمیشه کار کرد؟
    -تمکین:” ابزار کار شاید بتونه تو تکنیک کمک کنه ولی تو هنر و کانسپت نه!
    ممکنه یک هنرمند با یه وانت اسپری مولوتو(Molotow) نتونه تاثیرِ کار یه هنرمند دیگه ای رو که با ذغال و گچ اجرا کرده رو بگذاره! البته ما ابزار خوب رو بی تاثیر نمی دونیم ولی در درجه دوم و سوم، شاید هم چهارم! در کل اون تکنیکی که به ابزار خوب نیازمنده، فانی هست! در آخر باید بگیم که تمام
    این ها، نظرات شخصی ماست که شایدم اشتباه باشه و شاید هم به مرور زمان، خودمون هم نسبت به تجربیات جدید، روایت هامون رو عوض کنیم.”

 

  •  اخیرا ارتباطی با آرتیست های رپ فارسی برقرار کردید و فعالیت هایی انجام میدید.(مثل اثر خانواده، یا کاری که برای مهدیار اجرا کردید، طراحی کاور سورنا و…) توضیحی در این مورد اگر دارید بدید و بگید ارتباط بین آرتیست های گرافیتی و رپ فارسی چه اثراتی می تونه داشته باشه؟
    – کیارش:” خوب اعتقاد ما بر اینه که رپ و امسی بخش خیلی مهم و تاثیر گذار فرهنگ هیپ هاپه. شاید خیلی مهم تر از گرافیتی. کسانی که امروز از کلام تاثیر می گیرن به مراتب بیشتر از کسانی هستند که به دنبال معنی یک اثر بصری
    برن. به همین خاطر گرافیتی بیشتر مخاطب های تخصصی داره چون ارتباط باهاش کمی سخت تر از رپ است. ولی چیزی که به هیچ وجه قابل انکار نیست اینه که هر دوی آنها دو عضو مهم و جدا نشدنی فرهنگ هیپ هاپ هستند و
    خواسته یا نا خواسته در هم تنیده شده اند تا همدیگر را کامل کنند. ما بر عکس خیلی از بچه ها این اعتقاد رو داریم و به شدت مایل به ترکیب این دو عنصر هیپ هاپ هستیم. ضمن این که با خیلی از بچه ها دوستیم و از این که کنار هم
    فعالیت میکنیم لذت میبریم و خلق یک اثر مشترک از نظر ما ارزش خیلی بالایی داره.”

 

  • در آخر اگر صحبتی هست، بفرمایید:
    -صحبتی که دوست داشتیم داشته باشیم، این هست با این که ما تو این راه سختی کشیدیم، از دید خیلیا وقتمون رو حروم کردیم ولی واقعا راضی هستیم و
    بهمون خوش گذشته و تو سن شصت-هفتاد سالگی عذاب وجدان نداریم که چرا انرژی مون رو خالی نکردیم و در کل منتی سر کسی نیست و همه چی اول برای خودمون، بعد برای تغییر بوده؛ ولی چیزی که می تونم پیشنهاد کنم و شایدم بی ربط باشه با صحبتم این هست که شهرداری برای کمتر سختی کشیدن نسل جدید و تمرین کردنشون، می تونه فضایی مثل فری وال(دیوار آزاد) ایجاد کنه و حتی دیوارها رو اجاره بده. این کار هم از حروم شدن دیوارهای خوب به خاطر تمرین جلوگیری میکنه، هم باعث پیشرفت بچه ها و جا افتادن فرهنگ میشه! اگر توالت های شهر نبود، کل شهر رو کثافت بر می داشت! (از دید شهرداری، فری وال هم همینه!)
     ممنون از وقتی که گذاشتید.

 

در قسمت گالری سایت(و در آلبوم گروه دژ) میتوانید آثار بیشتری از این هنرمندان ببینید.

One thought on “گفت و گوی اختصاصی با گروه دژ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *