مقاله: از مترو تا همه جا

نگاهی دقیق به چگونگی تولد، پیشرفت و تکامل جنبش گرافیتی نیویورک و انتقالش به سرتاسر جهان

۱-پیش زمینه ۱۹۶۶-۷۱:
گرافیتی در ابتدا برای فعالیت های سیاسی و همچنین باند های خیابانی استفاده میشد، باند های خیابانی از گرافیتی برای تعیین محدود و منطقه ی خود استفاده میکردند.
اگر چه که در لس آنجلس در سال ۱۹۳۰ سرخ پوستان و دوره گردان ( چولو ها) نوعی نقاشی روی دیوار میکشیدند، اما آن هویت اصلی گرافیتی نبود و گرافیتی در اواخر ۱۹۶۰ شکل گرفت.
جنبش هنر زیر زمینی با نام های بسیاری شناخته می شود که مهم ترین آن گرافیتی است. این جنبش در فیلادلفیا و پنسیلوانیا در نیمه ی دوم دهه ی ۶۰ فراگیر شد.
در این فراگیری نقش دو نفر بسیار پر رنگ بود: CORNBREAD و COOL EARL
این دو نفر به یک باره نامشان در سراسر شهر فیلادلفیا و پنسیلوانیا بر سر زبان ها افتاد و توجه جامعه و مطبوعات محلی به آنها جلب شد چون آنها اسمشان را همه جا مینوشتند!

البته مشخص نشده است که راه یافتن گرافیتی به نیویورک به خاطر تلاش های عمدی بوده یا اینکه خود به خود این اتفاق افتاده است.

۲-تولد ۱۹۷۱-۷۴:
مدت کوتاهی بعد “کرن براید” در سال ۱۹۷۱ از نیویورک تایمز مقاله ی راجع به یک نویسنده ی گرافیتی به نام Taki 183 که از منهتن واشینگتن بود به چاپ رساند و مصاحبه ی با او کرد، Taki 183 نام پسر جوان از ارتفاعات واشینگتن بود، Taki نام مستعار برای دمتریوس و ۱۸۳ نام خیابان محل سکونت آن بود. او نوعی پیام را به وسیله ی امضا زدن بر دیوار های مترو انجام میداد.
اما او به هیچ وجه اولین نویسنده گرافیتی یا اولین پادشاه نبود.اما با این حال اولین کسی بود که شهرتش به خارج از خرده فرهنگ تازه شکل گرفته راه پیدا می کرد!
در خیابان بروکلین یک جنبشی شکل گرفت و شروع به رشد کرد که شامل نویسندگان فعالی بود. گروه ” دوستانه فردی” از جمله اولین فعالان این خیابان بودند.سیستم مترو شهر نیویورک به عنوان یک خط ثابت، عنصر وحدت بخش و راه ارتباطی بین جنبش های گرافیتی مناطق مختلف نیویورک بود.بطوری که مردم ۵ بخش مختلف نیویورک را از تلاش های دیگر مناطق آگاه میکرد، به عبارتی دیگر نوشته هر گروه و شخصی که روی دیواره مترو حک میشد با توجه به اینکه متروها در سراسر شهر نیویورک حرکت میکردند آن نوشته و پیام در تمامی شهر به نمایش گذاشته میشد و این اساس رقابت بین نویسندگان گرافیتی را ایجاد کرد. این نگارش ها عمدتا خیلی ساده و معمولی بود. نویسندگان گرافیتی به داخل مترو سوار میشدند و روی بدنه ی داخل واگن های مترو تگ میزدند. چون تگ زدن(امضا زدن) بیشتر در آنجا امکان پذیر بود و البته تگ زدن تنها روش نوشتن در آن زمان بود!


مدت زیادی نگذشت تا نویسندگان گرافیتی کشف کردند که میتوانند روی بدنه ی بیرونی قطار مترو به نگارش تعداد بیشتر از قطارهای مترو، در زمان کوتاه تر با احتمال گرفتار شدن کمتر بپردازند و این انفجاری بود برای تاسیس شیوه ی جدیدی از گرافیتی!

سبک تگ:
بعد از مدتی این نوشتن ها فراگیر شد و تعداد زیادی از مردم به این نوشتن ها روی آوردند. پس برای رسیدن به شهرت و دیده شدن دیگر فقط نوشتن کافی نبود بلکه باید راهی جدید پیدا میکردند که نوشته ی آنها با بقیه فرق داشته باشد و آنها را از بقیه متمایز کند.راه اول ایجاد تگ یا امضا های منحصر به فرد بود، که خط نشان خود را بصورت خوشنویسی و جالب میکشیدند. آنها تگ های خود را با تزئینات نگارشی مثل ستاره زدن و غیره به نگارش در می آوردند.
برخی از این طرح ها بشدت مورد توجه قرار گرفت و دیده شد در حالی که مابقی طرح ها این گونه نبود. برای مثال استفاده از “تاج”برای تزیین تگ ها ( به صورتی که تاج را بالای لقب و یا اسم خود میکشیدند) از سوی نویسندگان گرافیتی که خود را پادشاه این عرصه میدانستند مرسوم شد که البته هنوز هم مرسوم است. شاید معروف ترین تگ در طول تاریخ فرهنگ این هنر مربوط به STAY HIGH 149 باشد. خلاقیتی که او به خرج داد مورد توجه قرار گرفت ، آن خلاقیت “سیگار” بود! او در تگ خود حرف “H” را در حال سیگار کشیدن به نگارش در آورد. او همچنین لوگوی برنامه ی مورد علاقه اش یعنی The Saint را با تغییراتی وارد تگ خود کرده بود.

مقایس تگ:
گام بعدی بزرگتر شدن مقیاس و اندازه ی تگ ها بود. نویسندگان گرافیتی شروع به عرضه ی امضاهای در مقیاس های بزرگتر کردند. استفاده از اسپری رنگ برای تگ زدن ،طبیعتا امضای بزرگتری از یک امضای کشیده شده با مارکر(ماژیک) بجای می گذارد، آیا این کار نظرها را بیشتر جلب نمیکرد؟

پس نویسندگان شروع کردند به افزایش ضخامت حروف خود و همچنین اضافه کردن رنگ های متنوع در تگ ها. آنها کشف کردند که میتوانند با تغییر نازل اسپری و استفاده از کپ های دیگر میتوانند به ضخامت بیشتری برای Aerosol Tag  برسند.( امضاهایی که به وسیله اسپری زده میشود را Aerosol Tag  میگویند)
و این کشف حرکتی بود به سمت متولد شدن سبک “شاهکار یا اثر یا Masterpiece”
خیلی سخت است فهمیدن این که چی کسی اولین اثر یا piece را کشیده است، اما معمولا می گویید که SUPER KOOL 223 از برانکس و WAP از برکلین ، جز پیشگامان این کار هستند، حروف ضخیم تر امکان بیشتری برای بالا بردن نام و نشان افراد میداد.

نویسندگان شروع به تزیین حروف کردند آنها دیگر فقط یک “نویسنده” نبودند بلکه “طراح” بودند. در ابتدا آنها حروف را به صورت یک طرح خال خالیه ساده میکشیدند، بعدا حروف را سایه زدند، ستاره ها، استفاده از نوعی سبک شطرنجی و … که همه ی این طراحی ها تنها به تخیل هنرمند محدود میشد کم کم به گرافیتی وارد شد!
هنرمندان گرافیتی در نهایت شروع به ارائه ی این “اثر”یا piece ها روی بدنه ی واگن های مترو کردند و اولین بار این کار را SUPER KOOL 223 انجام داد. این اثرهاtop-to bottoms  نامیده میشد.


این “اثر”ها از نظر مقیاس و رنگ نسبت به قبل پیشرفت چشمگیری داشتند.اما هنوز هم بشدت شبیه تگ ها بودند.
فضای رقابتی شدیدی با سبک های نوشتن مختلف ایجاد شده بود که شامل تگ های با استایل “اثر” بودند. کمی بعد سبک برادوی یا Broadway style توسط TOPCAT 126 از فیلادفیا وارد گرافیتی شد، حروف به این سبک باعث ایجاد سبک های دیگر و حتی تکامل یافتن حروف سبک های blockletters, leaningletters, و blockbusters شد.
PHASE 2  یکی دیگر از گرافیتی کاران آن زمان سبک Soft letters  رو تغییر و توسعه داد و سبک حبابی شکلی را ایجاد کرد که به آن  Bubble letters می گفتند!
Bubble letters و Broadway style پایه و اساس بسیاری از سبک های دیگر شدند.
سبک هایی مثل Soon arrows, curls, connections و  twists adorned letters توسعه پیدا کردند و پیچیده تر شدند، وبه پایه و اساس سبک مکانیکال یا استایل وحشی تبدیل شدند.
Mechanical یا Wild styleترکیب کارهای گرافیتی نویسی بنام PHASE2 با کار استادان دیگری چون RIFF 170 و PEL  باعث رشد و توسعه شد.
RIFF در اوایل به عنوان یک کاتالیزور عمل کرد و البته “سبک جنگ” را پایه گذاری کرد و ایده و سبک دیگر هنرمندان را بهبود بخشید و به سطح بالاتر ارتقا داد.
هنرمندانی چون FLINT 707 و PISTOL سهم بسیار مهمی در توسعه ی گرافیتی داشتند آنها حروف را سه بعدی کردند و عمق را به “اثر” اضافه کردند، سه بعدی شدن حروف بعدا به عنوان یک استاندارد در گرافیتی تبدیل شد.

“هوگو مارتینز” یک جامعه شناس از کالج شهر نیویورک متوجه زیبای و پتانسیل بالای این هنر نوپا شد، او به دنبال هنرمندان گرافیتی امریکا رفت.
او United Graffiti Artists یا UGA را تشکیل داد. “UGA” انتخاب شده بود از هنرمندان گرافیتی مترو در سراسر شهر نیویورک و کار خود را در زمینه ی رسمی از یک گالری از این هنرمندان ارائه کرد. این اولین گالری برگزار شده از هنر گرافیتی بود که کار تعدادی از گرافیتی نویس های نیویورک در Razor Gallery به نمایش گذاشته شد که مورد استقبال هم واقع شد!

و همچنین مقاله ی سال ۱۹۷۳ مجله ی نیویورک از ریچارد گلدشتاین با عنوان ” گرافیتی خودنمایی موفق” باعث شناخت اولیه عموم از پتانسیل هنر مترو شد.
و حدود سال ۱۹۷۴ بود که کشیدن تصاویر و شخصیت های کارتونی کنار “اثر” نیز دید شدهنرمندانی چون TRACY 168, CLIFF 159, BLADE ONE   از جمله کسانی بودند که به این نوآوری روی آوردند و این شد اساس سبکی از گرافیتی که بیشتر در آن زمان روی واگن های قطار کشیده میشد یعنی سبک  Mural

۳- قله ۱۹۷۵-۷۷:
بیشتر نواوری های گرافیتی تا نیمه دهه ۷۰ میلادی ایجاد شده بود. تمام استانداردهای این هنر برای نسل جدید گرافیتی شکل گرفته بود و نیویورک در یک بحران مالی گرفتار شده بود.شهر ورشکسته بود و سیستم حمل و نقل ضعیف نگه داری میشد. این مسائل برای ایجاد سنگین ترین بمباران گرافیتی در طول تاریخ کافی بود!
در این زمان سبک ها شروع کردند به متمائیز شدن از هم،نقاشی کردن روی واگن قطار رویدادی بود که به یک استاندارد تبدیل شده بود که با سبک “throw-up” تقریبا بمباران شد. “ترو-آپ” سبکی بود که از چیدمان حروف بصورت حبابی شکل! که بطور کلی ساده است و با یک رنگ داخلش پر میشود.
ترو-آپ در سرتاسر مترو ظاهر شد!
تیم هایا Crew های مانند: POG, 3yb, BYB TC, TOP سهم مهمی در ساخته شدن این سبک داشتند و البته پادشاهان سبک ترو-آپ شامل TEE, IZ, DY 167, PI, IN, LE, TO, OI, FI aka VINNY, TI 149, CY, PEO  بودند که رقابت بسیار جدی با هم داشتند،انها تصمیم گرفتند با هم رقابت کنند تا ببیند چه کسی میتواند بیشترین ترو-آپ را انجام دهد.بنابراین ترو-آپ از سال ۱۹۷۵تا ۱۹۷۷ روی بدنه واگن های قطار به اوج خود رسید و کل واگن ها، زیر گام های غول های چون TRACY و CLIFF قرار گرفت!

 

۴- تقویت سبک ها ۱۹۷۸-۸۱:
موج جدیدی از خلاقیت در اواخر سال ۱۹۷۷ نمایان شد و”سبک جنگ” میان گرافیتی کاران دوباره اوج گرفت.این آخرین موج بمباران گرافیتی بود قبل از آن که سازمان حمل و نقل، پاک کردن گرافیتی ها را در اولویت قرار دهد.
سبک Broadway که توسط PHASE 2, RIFF 170 و PEL گسترش یافت که درخط ۲ و ۵ مترو گرافیتی کار میکرد. رقابت ها بالا گرفته بود گروه ها یا کرو های گرافیتی رقبای هم شده بودند و در خطوط مترو مبارزه میکردند این رقابت در سبک جنگ مرسوم بود!
SEEN, MAD, PJ و DUST در خط ۶ کار میکردند اما با سبکی متفاوت و با جزییات بیشتر
MITCH 77, BAN 2, BOO 2, PBODY, MAX 183, و KID 56 در خط ۴ حکومت می کردند. FUZZ ONE حضور عمده ی بر تمام واگن های خط ۷ داشت کرو CIA ،TB و  TKA روی خط ویژه ی BMT کار میکردند و بقیه از کار کردن در انجا محروم بودند!
در سال ۱۹۸۰ نقاشی روی بدن بفالو یا گاو های وحشی آغاز شد، گرافیتی کاران برای مدت کوتاهی روی بدنه حیوانات مزارع “اثر” میکشیدند! که موجب شد مردم برای حیاط ها و زمین های خود حصار بکشند. پس نویسندگان کم کم از کشیدن گرافیتی روی بدن گاوها منصرف شدند و دنبال گزینه های خلاقانه ی دیگر رفتند. بسیاری از نویسندگان پریشان فکر، دنبال فرصت های شغلی فراتر از نقاشی کردن روی واگن های مترو رفتند.
جهان هنر آماده ی پذیرش دوباره ی هنر نوشتن شد.
به جز گالری تیغ که در اوایل ۱۹۷۰ بود توجه مثبت زیادی به این هنر نشد بود.در سال ۱۹۷۹ بود که LEE QUINONES گالریی به همراه دلال هنر Claudio Bruni در رم ایتالیا باز کردند!
درسال ۱۹۸۰ بسیاری از نویسندگان به مکان های مانند استدیوهای هنری و گالری ها ی مد و لباس هجوم اوردند تا افق دید خود را گسترش دهند.
اینها و گالری های بعد از آنها یکی از مهم ترین عوامل گسترش این هنر به خارج از کشور امریکا بود است. دلالهای هنر اروپا بسیار نسبت به این هنر جدید اشتیاق نشان دادند.شو های شامل نقاشی های گرافیتی ایجاد شد و جهان به دنیای جوانان نیویورک تبدیل شد.

۵- بقا ۱۹۸۲ – ۱۹۸۵:
در اویل دهه ی ۸۰ تا اواسط دهه ی ۸۰ میلادی جریان نو ظهور گرافیتی به شکل خیلی فزاینده ای رو به وخامت و نابودی پیش میرفت! و مشکلات از ۲ سو گرافیتی رو به فساد کشانده بود! برخی از این مشکلات مربوط به شرایط خود جامعه ی نیویورک بود و برخی از مشکلات خاص خود جریان گرافیتی!
۱- جامعه آشفته نیویورک _ کراک و کوکائین که تازه وارد چرخه ی قاچاق در آمریکا شده بود همه گیر شد و شهر رو از درون متلاشی کرده بود! تجارت مواد مخدر رونق گرفته بود و باعث شده بود سلاح گرم براحتی قابل دسترس باشد و همین باعث میشد جو خیابان های نیویورک خیلی متشنج شود!
۲-عزم و اتحاد جدی برای نابودی کامل گرافیتی _ قوانین سخت گیرانه جدیدی برای حذف و مقابله جدی با گرافیتی وضع شد، که فروش اسپری های رنگ را محدود میکرد و مغازه داران را موظف میشدند تا اسپری رنگ به افراد کمتر از ۱۸ سال نفروشند و اسپری های رنگ خود را در قفسه های فلزی با قفل نگه داری کنند که این کار را برای دزدی از مغازه هم سخت تر می کرد! سازمان حمل و نقل نیویورک و مسئولان مترو بودجه خیلی زیادی رو برای مقابله با گرافیتی اختصاص داد! از محدوده های مترو محافظت بیشتر و شدیدتری میشد! تعداد نیروهای پلیس مترو خیلی بیشتر از قبل شد! دسترسی به بسیاری از مناظق و ناحیه های مورد علاقه گرافیتی نویس ها تقریبا غیر ممکن شد! نرده های جدیدی برای مترو گذاشتند که بسیار مقاوم تر و پیچیده از نرده های قبل بود و همچنین نرده های تخریب شده را به سرعت ترمیم میکردند!
عزم جدی و منسجم و خیلی قویی برای نابودی کامل گرافیتی فراهم شد! عمر نقاشی هایی که روی بدنه مترو ها و در و دیوار بوده از چند ماه به چند روز کشد (سریع پاک کردند)
همه چیز برای مرگ گرافیتی اماده شده بود!
گرافیتی نویس ها با شرایطی رو به رو شدند که تا به اون زمان هنوز تجربه نکرده بودند! تعداد زیادی از گرافیتی نویس ها دستگیر شدند و خیلی های دیگر هم چون فکر میکردند که دیگر نمیتوانند در اون شرایط سخت ادامه بدهند و بنابراین دست از ادامه دادن کشیدند! اما بسیاری دیگر به راحتی دلسرد نشدند. اما به هرحال آنها هم تحت تاثیر قرار گرفتند،آنها شرایط جدید را به عنوان یک چالش درک کردند و عزم خود را برای شکست پلیس مترو تقویت کردند، با توجه به فقدان مکان و کمبود مکان برای کار، آنها روحیه ی تهاجمی پیدا کرده بودند و ادعای مالکیت نسبت به محوطه های مترو داشتند.
ادعای مالکیت و قلمرو چیز جدیدی در گرافیتی بود و البته خطر جدید که تهدیدشان میکرد متفاوت نسبت به گذشته. بطوری که اگر یک نویسنده غیر مسلح برای نقاشی به  خطوط مترو میرفت، ضرب و شتم و دزدیده شدن لوازم نقاشیش تقریبا تضمین شده بود!

در این بین قدرت بدنی و وحدت crewها و یا دار و دسته های خیابانی به بخش عمده ی از موفقیت در گرافیتی تبدیل شد چرا که در تونل ها و محوطه ی اطراف قطارهای مترو درگیری های بزرگ و افسانه ای شکل می گرفت، علاوه بر جنگ با پلیس مترو درگیری بین خود نویسندگان هم وجود داشت که به این هنر ضربه میزد از جمله ای این درگیری ها میتوان به درگیری Cope2 با SEEN و Tkid اشاره کرد!

۶- مرگ سخت ۱۹۸۵ – ۱۹۸۹:
گرافیتی در خطوط مترو به شکل قابل توجهی کاهش یافت  بدلیل این که واگن های مترو سریع تر در کارگاه های مخصوص سرویس می شدند و این شرایط را برای آخرین شلیک بر نویسندگان فراهم کرد! اما آخرین موج بزرگ در خطوط ۲ و ۵ مترو اتفاق افتاد جایی که نویسندگانی مانندWANE, WEN, DERO, WIPS, TKID , SENTO, CAVS, CLARK و M KAY با استفاده از مارکر تگ می زدند که اغلب با رنگ خیس و روان انجام میشد.که این سبک نیز یک از انواع گرافیتی به شمار میرفت و تا امروز هم کاربرد دارد.باتوجه به عدم وجود رنگ و اسپری و عدم شجاعت برای کشیدن گرافیتی در لاین های مترو، در بیرون از واگن های مترو با استفاده از مارکر تگ میزدند تا برای مدت طولانی تری باقی بماند و اینگونه طبیعتا احتمال گرفتار شدن هم کمتر بود!

 

(حضور گسترده تر نیروهای پلیس در مترو نیویورک ۱۹۸۵)

این تگ ها تمام تلاش های کلی این هنر فقیر شده بود.روزهای که نویسندگان با غرور و افتخار سبک خود را میکشیدند برای مدت طولانی رفته بود. اگر نویسندگان که در بالا ذکر شد و چند نفر دیگر نبودند، میتوان گفت که این هنر در نیویورک رسما مرده بود!
در اواسط ده ی ۸۰ پلیس مترو دست بالا را داشت.بسیاری از نویسندگان کنار کشیده بودند و خشونت فرو کش کرده بود.اکثر خطوط بطور کامل از نوشتن آزاد شده بود!

۷- جنبش قطار پاک ۱۹۸۹ – تا امروز!
در ۱۲ ماه می ۱۹۸۹ پلیس حمل و نقل (مترو) پیروزی کامل بر گرافیتی را اعلام کرد و بر اثر یک سیاست تمام واگن های مترو که فرسوده شده بودن یا واگن هایی که قبلا زیاد روی آنها گرافیتی کشیده شده و با این حال که گرافیتی ها پاک شده بود اما هنوز اثر آنها کامل از روی برخی واگن ها پاک نشده بود را از خدمات بیرون بردند و واگن های نو و جدید جایگزین کرد، با این فکر که هیچ نقاشی گرافیتی دیگر انجام نخواهد شد و این بود تولد جنبشی که به عنوان “جنبش قطار پاک” شناخته شده بود!
در تفکر جنبش قطار پاک نویسندگان بر این باورند که نقاشی مترو “عمل تعریف بر بودن یک گرافیتی کار” است.دیوار، واگن ماشین های سنگین، اتاقکهای فولادی و بوم به نوعی گرافیتی “فیک” است برای نویسنده ها ، پس این نویسندگان حاضر به تسلیم شدن در نبرد با پلیس مترو نبودند!

«آثارت را اجرا کن اگر چه زیاد دیده نشود و فقط اولین کسانی که با قطار سفر می کنند ببینند.»
لیست کوتاه از نویسندگان جنبش قطار پاک:
COPE2, SENTO TFP, POEM, YES2

 

قراضه ها:
واگن های فرسوده که از سیستم مترو خارج شده بودند به “قراضه خانه” جای در بروکلین فرستاده شدند. با وجود این که این قطار ها برای نابودی در اولویت بودند، نظر بسیاری از نویسندگان را به خود جلب کرده بودند. برخی فقط بخاطر گرفتن یک عکس با نام خود روی بدنه ی مترو و یا زنده کردن خاطراتشان روی این واگن های فرسوده گرافیتی میکشیدند!

نقاشی واگن های فرسوده هیچ تهدیدی برای پلیس مترو به شمار نمی رفت، اما دسته ای از پلیس های خرابکار حمل و نقل، به امید این که شاید در آنجا بتوانند برخی از نویسندگان تحت تغیب و متواری را پیدا کنند به محل نگه داری قطارهای فرسوده می رفتند! چون احتمالا برخی از نویسندگان آنجا همان هایی بودند که روی قطارهای تمیز و نو نیز گرافیتی کشیده بودند!
با همه اینها باز هم نقاشی کشیدن روی بدنه ی واگن های فرسوده برای نویسندگان جذاب بود
راه های جدید:
بمبینگ در خطوط مترو خیلی مشکل شده بود. بنابراین برخی از نویسندگان مکان های جدیدی برای دیده شدن جایگزین کردند! یکی از این مکان ها بزرگراه ها بود، هرچند که تحرک قطار ها را نداشتند ولی روزانه هزاران اتومبیل از آنجا عبور میکرد. از آغاز شروع نقاشی در بزرگ راه ها امضا زنی، و نقاشی های سیاه سفید و نقره ای ترو-آپ ها و یا straight letters رواج داشت. از آغاز کنندگان نقاشی در بزرگراه های نیویورک سیتی OE و P13  بودند.

جنبش خیابان نیویورک:
همراه با این جنبش جدید، بسیاری از نویسندگان قدیمی برای انجام کار روی دیوارها از بازنشستگی بیرون آمدند و همه آنها خیلی زیاد و گسترده کار میکردند! همه ۵ شهرک فعال بودند اما بروکسل یکبار دیگر از همه پیشتاز شد و اینبار از طریق نقاشی های مورالش!
پشت بام هم یک مکان جذاب برای نویسندگان تبدیل شده بود، مخصوصا پشت بام هایی که بلند تر از بقیه بودند و از داخل مترو در خطوط بالا نیز دیده میشدند.

 

_آن روی سکه_

“اجازه بدهید بار دیگر کمی به عقب برگردیم و ببنیم گرافیتی چگونه از نیویورک به خارج از آن محدوده راه یافت و چگونه فرهنگ نوشتن به جهان دیکته شد!”

انتقال-جنبش ملی:
در اوایل دهه ی ۸۰ هیپ هاپ منفجر شد و محبوبیت وحشتناکی پیدا کرد! فیلم ها و موسیقی هایی راجع به فرهنگ خیابانهای نیویورک سیتی ساخته میشد که بسیار جذاب بود همه نوجوانان آمریکایی میخواستند BBoy شوند!(یعنی رقصنده ی بریک دنس) MC , Breaker , Writer همه جا را گرفته بود. آن زمان خارج از شهر نیویورک سیستم حمل نقل قطار زیادی وجود نداشت ، اما نویسنده ها میخواستند نامشان را روی این سطح های فولادی بکشند پس دسترسی به قطارحمل و نقل یک هدف طبیعی بود! پیدا کردن ریشه جغرافیایی جنبش حمل و نقل کار دشواری است اما میتوان گفت که در این جنبش نقشه واست کاست ( ساحل غرب) خیلی زیاد و گسترده بوده است.
جنبش جهانی:
در اوایل دهه ی ۸۰ نویسندگان گرافیتی آمریکا به کشور های دیگر اروپا سفر کردند تا برای بدست آوردن محبوبیت بین المللی گالری های هنری و هیپ هاپ برگزار کنند همین مسئله باعث شد هنر خیابان های نیویورک را به دیگر مناطق جهان راه پیدا کند.
جوانان اروپا عاشق فرهنگ خیابانی نیویورک شده بودند!
کتاب مارتا کوپر به اسم هنر مترو (Subway Art) و فیلم «ویلد استایل» از تونی سیلور و هنری چالفنت و فیلم «ویلد استایل» از چارلی آهرن به پایه و اساس بلند پروازی اروپا تبدیل شد.

(تصویری از فیلم ویلد استایل)

فرهنگ نیویورک سیتی بسرعت مورد تقلید قرار گرفت و فراگیر شد.هنری چالفنت و جیمز پریگف با کتاب Spray Can Art جنبشی در سراسر جهان را ایجاد کرد.این کتاب مثل یک کاتالیزور اضافی سرعت گسترش هنر اسپری را در سطح جهان بالا برد!
در اواخر دهه ی ۸۰ میلادی جنبش گرافیتی در اروپا شکل گرفت که خیلی هم قوی بود! نسل دوم اروپایی هایی که تحت تاثیر و فیک آمریکایی ها بودند!
اروپایی های تشنه به رنگ در زادگاه هنر ، امریکا برایشان بت شده بود و شدیدا تحت تاثیر امریکا قرار گرفته بودند و بمبینگی در اروپا رخ داد کاملا شبیه و تحت تاثیر نیویورک امریکا!
نویسندگان آمریکای به اروپا سفر میکردند و حتی اروپایی ها تمام مخارج آنها از جمله بلیط هواپیما، اقامت و رنگ این نویسندگان را بر عهده میگرفتند تا آنها به شهر و کشورشان بیایند، اینقدر سفر آمریکایی ها به ایتالیا و آلمان زیاد شده بود درست مثل این که از برکلین به براکس سفر میکردند!

چاپ:

در اوایل دهه ی ۱۹۸۰ عکاس و هنرمندی بنام David Schmidlapp اولین مجله گرافیتی بنام International Graffiti Times را منتشر کرد که از آن زمان با توجه افزایش علاقه به گرافیتی به مرور بر تعداد این مجلات و نشریات نیز روز به روز اضافه شد! اما بسیاری از رایتر ها یا نویسنده های گرافیتی به این نشریات انتقاد داشتند و آن را وسیله ی نا مشروع برای رسیدن به شهرت میدانستند و میگفتند: «یک رایتر واقعی با قطار بمبینگ میکنه نه با مجله ها!» اما به هر حال این مجله ها به بخشی از فرهنگ نوشتن تبدیل شدند و راه ارتباطی جامعه ی شدند که همواره برای برقراری ارتباط تلاش میکرد!

 

 ویدیو:
در اواخر دهه ی ۸۰ میلادی کارل وستون گرافیتی رایتری که با اسم مستعار SAN 2 فعالیت میکرد اقدام به تولید VideoGraf کرد! و این اولین ویدیو سازمان یافته شده از گرافیتی کشیدن توسط نویسندگان گرافیتی بود و مدت کوتاهی پس از آن مجموعه های مشابه توسط دیگران در سراسر جهان تولید شد.
فضای سایبری:
در سال ۱۹۹۴ اولین وب سایت مربوط به هنر گرافیتی با اسم ArtCrimes تاسیس شد و چند سال بعد صدها نفر از سر تا سر جهان اقدام به تاسیس وب سایت با موضوعات مشابه کردند! این وبسایت های بیشتر از جانب بچه های خانگی اداره میشد که هرگز حتی نزدیک قطار هم نشده بودند و فقط از فضای امن اینترنت لذت میبردند!
البته فضای سایبری در بیشتر دیده شدن رایتر ها نیز تاثیر زیادی داشت و مانند سیستم مترو عمل کرد اما با مرزی های خیلی بزرگتر! ولی نمیتوان انتظار داشت که بمبینگ در اینترنت جای کار اصلی گرافیتی نویسی را بگیرد اما به هرحال این فضای مجازی به جنبه از فرهنگ نوشتن تبدیل شد که امروزه هم در گسترش و انتشار کارهای گرافیتی نقش اساسی ایفا میکند!

ترجمه و گرد آوری: احمدرضا بیدگلی
منبع اصلی: www.at149st.com
این مقاله حاصل ماه ها و شاید هم سال ها تحقیق و پژوهش و گفت وگو سایت ۱۴۹st با گرافیتی نویس های قدیمی امریکا و هنچنین از مطالعه و جمع آوری اطلاعات از کتابهای «نوشتن از زیرزمین»اثر PHASE 2 و David Schmidlapp و «بررسی زیبایی از نقاشی های دیواری در سیستم مترو شهر نیویورک» از جک استوارت و همچنین کتاب «هنر مترو» اثر هنری چالفنت و مارتا کوپر بوده است . سایت ۱۴۹st کتابی بنام «گرافیتی نیویورک» نیز منتشر کرده که به صورت دقیقتر به گرافیتی نیویورک پرداخته است.


(از مطالب نسخه الکترونیک مجله گرافیتی ایران)
کپی فقط با ذکر منبع بلامانع می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *