بررسی گردهمایی هنر شهری اخیر و پاسخ به برخی انتقادات

بیست‌وچهارم ماه دی “مجله گرافیتی ایران” خبر از برگزاری یک رویداد گرافیتی با محوریت محیط زیست داد. برنامه‌ریزی این رویداد را، که بیش از سه ماه زمان برده بود، تیم مجله گرافیتی برعهده داشت. این رخداد نهایتاً با همکاری “سازمان زیباسازی شهر کاشان” و با یک تغییر زمان دو روزه به علت شرایط جوّی نامناسب، در تاریخ ۲۹ دی ماه برگزار شد که باوجود تغییر زمان و اجرایی شدنش در روز اول هفته، با استقبال نسبتاً خوبی رو به رو شد و این فرصت را ایجاد کرد تا مردم از نزدیک با گرافیتی‌کارها ارتباط برقرار کنند.

موضوع کار پیرامون محیط زیست بود که این مهم از ابتدا توسط تیم مجله تعیین شده بود.

همچنین ما قصد داشتیم در این رویداد از شهرهای مختلفی نماینده داشته باشیم، که به دلیل تغییر زمان، برخی از گرافیتی کارهایی که با آنها توافق کرده بودیم و بعضاً طرحشان نیز آماده شده بود، نتوانستند در کنارمان باشند.

نهایتاً افرادی که در این رویداد خلق اثر کردند، joza، min و wos از رشت، گربه از مشهد، وهم، راوی، گویان، کز، نور از تهران و rioter از کاشان بودند.

شرکت کنندگان از آزادی عمل خوبی برای خلق آثار برخوردار بودند و گواه این حرف خودِ گرافیتی‌کاران هستند که حتی برخی از ایشان در روز ایونت طرح خود را کاملاً و یا بطور نسبی تغییر دادند.

ما به‌ عنوان یک رسانه و تشکل فعال در زمینه گرافیتی هدفمان از برپایی این گردهمایی، گسترش هدفمند گرافیتی و افزایش آگاهی و شناخت نسبت به آن، خارج کردن فعالیت‌های عمده گرافیتی از محوریت پایتخت و همینطور ارتباط مستقیم و بی‌‌واسطه با مردم بود.

 

 

قطعا به این نکته نیز واقف هستیم که شهرداریچی ها دلشان برای گرافیتی نمی‌سوزد و منافع خود را در کار می‌بینند اما با این وجود سود این حرکت را برای گرافیتی بیشتر از زیانش می‌دانیم و معتقدیم که دیپلماسی نیز یک راه مبارزه است و موضوعاتی مانند محیط‌زیست مسئله‌ای فراتر از جدال با شهرداری هاست.

 

البته آگاه بودیم که این گردهمایی با انتقاداتی حتی غیرمنصفانه و نادرست روبه‌رو خواهد شد.

اصلی ترین نقدی که به برگزاری رویداد شد این بود که برخی گفتند گرافیتی‌کار نباید با سیستم همکاری کند و این عمل گرافیتی نیست. مسئله‌ی مهمی که جای بحث فراوان دارد. اما اجازه دهید که شرایط را یک بار باهم بررسی کنیم.

 

خب گرافیتی در همه جای دنیا وجود دارد؛ از آمریکا گرفته که به عنوان یک کشور با دموکراسی بالا که هنرمندش به راحتی چهره‌ی سیاسیون کشورش را به سخره می‌گیرد و حتی تصاویر برهنه‌ای از آنها بر روی دیوار می‌کشد، تا افغانستان که فضای بسته‌ای دارد و گاهاً با گرافیتی مردم را به رای دادن برای رسیدن به ثبات و آزادی ترقیب می‌کنند.  اما شرایط اجتماع و قانون در این کشورها آیا یکسان است؟ آیا شیوه‌ی استفاده از گرافیتی و دغدغه‌ی آنها یکسان است؟ آیا از یک میزان آزادی در عمل برخوردارند؟

 

حال در مقیاس کوچکتر آیا شرایط زندگی و فرهنگ اجتماعی در پایتخت با شهرهای کوچکتر قابل قیاس است؟ در شهرستانی که بارها کنسرت‌های موسیقی قبل یا حتی درحین اجرا لغو شده، برسر خواننده‌اش سنگ زدند، فلان بازیگر را به بهانه‌ی کشف حجاب در خارج کشور مجبور به خروج از شهر کردند و حتی تندیس‌های شهدا را به بهانه‌ی بت بودن تخریب کردند چطور؟ در جایی که خود دیوارنگاره های شهرداری هم بعضاً از گزند تندروها در امان نیست، آیا شرایط با پایتخت و شهرهای بزرگ قابل قیاس است؟

 

ما از همکاری با سیستم خرسند نیستیم، اما با وجود چنین شرایطی آیا در واقع هیچ کاری نکردن را به برگزاری این چنین برنامه های ترجیح می‌دهید(حتی اگر سیستم موقتا مجاب به عدم دخالت در این کار شده باشد)؟ آیا صرفا کشیدن گرافیتی در حاشیه شهرها و زیر پلها باعث شناخت جامعه از گرافیتی خواهد شد؟ از طرفی اگر بر این باورید که گرافیتی برای مردم است، چقدر برای این مردم اهمیت دارد که گرافیتی کار امروز با شهرداری بر سر موضوعی موقتاً توافق کرده باشد یا نه؟ چند در صد از جامعه میتواند آن گرافیتی های ناب زیر پل ها و داخل اسپات ها را ببیند؟ مسئله اینجاست که سعی کردیم برای چه کسی کار کنیم برای قصاب و بقال و جوشکار و مردم عادی یا برای خودمان و آن دانشجوی هنری که موضوع پایان نامه اش گرافیتی ست و با دوربین حرفه ایش راهی به اسپاتی که آدرسش نباید فاش شود پیدا کرده؟

در تهران با جمعیت پانزده میلیونی و تعداد زیادی گرافیتی‌کار شاید بمبینگ در نظر عده‌ای راه حل موثری باشد، امّا در شهرستان هایی که هر کدام یک، دو تا نهایت پنج گرافیتی‌کار فعال دارد بمبینگ کردن جز مشکلات جدی قانونی برای عاملش تا به امروز دستآوردی نداشته و با فرهنگ مردمانش هم سازگاری ندارد.

حال این پرسش نیز مطرح است که کدام گرافیتی‌کار در کدام شهرستان بوده که در طی این سالها توانسته فعالیت مستمر خود را در شهرش حفظ کند؟ گرافیتی کارهای قدیمی مشهد و شیراز و رشت و تبریز و مابقی شهرستان‌ها الان کجا هستند؟ چرا گرافیتی‌کارهای قدیمی هنوز در تهران فعال هستند و در شهرستان ها نه؟ حقیقت این است که این فضای بسته و عدم آگاهی راهی جز شکست برای آنها باقی نمی‌گذارد که امروز اکثرشان یا دست از کار کشیده و یا به تهران و خارج از کشور مهاجرت کرده‌اند. از طرفی می‌بینیم که تقریبا هر سال در تهران گرافیتی‌کار خلاق و با استعدادی ظهور می‌کند و در شهرستان این اتفاق به مراتب کمتر می‌افتد، چرا که نسل جوان در شهرستانها فرصتی برای شناخت گرافیتی نداشته که به آن روی بیاورد.

 

حال آیا کسانی که در این رخداد حضور داشتند دیگر نمی‌توانند فعالیت مستقل، زیرزمینی و اعتراضی داشته باشند و استقلالشان سلب شده؟

در عین حالی که به واسطه این گردهمایی آشنایی و روابط دوستانه‌ای بین گرافیتی کاران شکل گرفته است که نتیجه‌ی آن همانطور که در رویداد های قبل دیده‌ایم می‌تواند بر پروژه های بعدی آنها و کل جریان گرافیتی تاثیرگذار باشد و البته که این اجماع گرافیتی‌کارها در کنار هم برای چند روز به شیوه‌ی دیگری امکان پذیر نبود.

 

در واقع هدف برگزاری رویداد این نیست که فضای با نظارت در اختیار گرافیتی‌کار قرار بگیرد؛ هدف این است که جامعه پتانسیل بالای گرافیتی را درک کند، به گرافیتی کار احترام بگذارد و در نتیجه محدودیت هایی که بر اثر عدم شناخت ایجاد می‌شود در برخورد با گرافیتی کاهش یابد.

 

این برای ما اندکی مغرضانه به نظر می‌رسد که وقتی مجله‌ی گرافیتی “رویداد اسیدی” (که اولین پروژه‌ غیرقانونی و جمعیِ گرافیتی در فضای شهری، با یک پیام اجتماعی مشخص بود) را برگزار می‌کند حامیان این خط فکری زبانشان بسته و قلمشان کند می‌شود و کسی هزینه‌هایی که از جیبمان شد را نمی‌خواهد که ببیند اما امروز بدون هیچ دیده و شنیده‌ای مارا به لابی گری و دلالی متهم  می‌کنند.

 

در نهایت باید بگوییم که ما ادعایی بر کامل و بی‌نقص بودن نداریم ولی همواره بر این سعی بوده ایم که تاثیرگذار باشیم و بهترین عمل را به انجام برسانیم. نقد لازمه‌ی پیشرفت است وچه بهتر که سازنده و با راه حل عملی همراه باشد. پس ما شما را به یک پرسش و رسیدن به یک راه حل عملی دعوت می کنیم.

– برای افزایش آگاهی و فرهنگسازی در گرافیتی ایران بخصوص شهرستان ها چه راه حلی دارید؟

ما از تمامی پیشنهادات خوب و تاثیرگذار مشتاقانه حمایت خواهیم کرد …

معتقدیم که ایده ال هرگز بدست نمی آید و تفکر صفر و یکی تفکری که فقط سیاه و سفید می بیند واقعیت را درک نمی کند و خروجی جز رکود ندارد.

“تیم مجله‌ی گرافیتی ایران”

۲۷ بهمن ماه ۱۳۹۷

 

 

 

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *