مقاله: بی خانمان ها با هنر خیابانی خود گردشگران را جذب می کنند!

گزارشی از هنر بی خانمان هایی که این روزها به جاذبه اصلی شهر ملبورن برای گردشگران تبدیل شده اند
شهردار شهر ملبورن، رابرت دویل، به تازگی قوانینی را پیشنهاد کرده است که به نیروهای پلیس قدرت بیشتری در برابر بی خانمان ها می دهد.دویل بعد تر شرح داد که این قوانین، خانه بدوشی و بی خانمانی را ممنوع نمی کند، بلکه به ماموران پلیس این اجازه را می دهد تا برخی موارد را از کمپ های آنان حذف کنند.
متخصصان تاثیر این ممنوعیت ها را بر کاهش بی خانمان ها مورد تردید قرار دادند،اما یک بحث اساسی که در راستای راهبرد های خشن تر به منظور حذف این کمپ های بی خانمانی مطرح است، بر نحوه ی از بین رفتن لطافت و زیبایی شهر توسط آنها دلالت می کند.حامیان این ممنوعیت استدلال می کنند که کمپ های بی خانمانی ظاهری زشت داشته و شهر را به گندابی متعفن تبدیل می کنند و همینطور اظهار شده که ساکنان این کمپ ها گدانمایانی هستند که گردشگران را به ستوه می آورند.

موضوعی که میان کلیشه ها مشترک است این نیست که همه آنها نادرست اند، بل آن که آنها منحصر به فرد می باشند.با وجود اینکه بسیاری از افراد جامعه تصور می کنند که بی خانمان ها ظاهر شهر را خراب می کنند،اما همین بی خانمان ها می توانند به شکلی مثبت و با شیوه هایی غیر منتظره بر شهر تاثیر بگذارند.

بسیاری از ساکنان ملبورن و بازدیدکنندگان این شهر منطقه ی هوزیر لین را می شناسند.این جا مکانی است که به دلیل هنرهای خیابانی اش شهرت پیدا کرده و به نوعی به خاستگاه هنر و فرهنگ خیابانی ملبورن تبدیل شده است. شاید این محله را بتوان مهم ترین جذابیت شهر ملبورن به حساب آورد.در حال حاضر ۹۶ هزار تصویر و عکس با هشتگ #HozierLane بر روی اینستاگرام قرار گرفته است، یعنی چیزی بیشتر از عکس هایی که از باغ وحش شهر ملبورن (۸۵هزار)، میدان فدریشن (۴۹هزار) ویا برج یورکار(۲۷هزار). وبسایت مسافرتی TripAdvisor در حال حاضر به این محله امتیاز ۴٫۵ از ۵ را داده است.


با وجود اینکه شهردار دویل همیشه از حامیان هنر های خیابانی بوده است، اما گه گاهی نیز نسبت به افزایش برچسب ها دراین مکان اظهار نگرانی کرده است.برای گردشگران معمول است که نام های خود را بر روی این دیوار ها بنویسند،و تعداد زیاد هنرمندان در شهر ملبورن همراه با تعداد نسبتا کمِ فضاهای قانونی برای نقاشی بدان معنا است که این نقاشی های دیواری معمولا عمر کوتاهی دارند.بنابراین وجود هنرمندان خیابانی که مرتبا در این محله(هوزیر رین) دیوار نگاری کنند اهمیت دارد.
چه کس یا کسانی به کشیدن دوباره ی این دیوارنگاره ها می پردازد؟ من در مدت ۸ ماهه گذشته، هر یکشنبه همراه با یک مستند ساز در محله ی هوزیر لین حضور پیدا کردم، وبه گردآوری داستان های این هنرمندان خیابانی که بی خانمانی را تجربه کرده اند پرداختم. به طور تخمینی، رهگذران نیز گاها کمک های مالی اندکی به منظور جبران هزینه های نقاشی به نقاشان پرداخت می کنند و دیگر هنرمندان خیابانی گاهی اوقات قوطی اسپری های مصرف نشده شان را باقی می گذارند، اما این هنرمندان معمولا نوآوری های خلاقانه ای را نیز با اشیاء پیدا شده انجام می دهند (رنگ های خانگی دور انداخته شده و چوب یا لباس های داخل زباله دان ها برای قلم های نقاشی موقتی)

جی بون نقاشی را در سال ۱۹۹۵ شروع کرد. او و اکم ( که در حال حاضر بی خانمانی را تجربه می کنند) در طول ۳ سال گذشته به طور مرتب با همکاری یکدیگر به نقاشی پرداختند.بر خلاف دیگر هنرمندان این محله، جی بون به تازگی به کمپ های بی خانمانی نپیوسته، بلکه در گذشته نیز بی خانمانی را تجربه کرده است.او می گوید:
“اگر دوستان من اینجا نبودند، دلم نمی خواست اینجا نقاشی کنم. جای دیگه ای رو برای نقاشی پیدا می کردم. خیلی عمیق تر از اون جیزیه که مردم فکر می کنند. این نیست که فقط یه جایی برا نقاشی کردن باشه.جامعه و شبکه ای پشتیبانی کننده است که در اینجا شکل گرفته شده.”
جابز تنها چند سال است که به حرفه ی نقاشی روی آورده، با این حال سبکی منحصر به فرد و ماهرانه ای دارد.او همچنین باهوش و دارای شخصیتی جذاب می باشد و به همین دلیل مردم را به خود جذب می کند،گاهی این باعث افزایش تنش او با همکارش میلو می شود )میلو نیز نقاش است)
سولو از نوجوانی نقاشی را دنبال کرده است. آخرین باری که برروی نقاشی کار کردم ، او بر روی اعلانیه ای کار می کرد که بر بالای چادر خودش به نمایش در آورده بود و نوشته بود “انسان، نه بی خانمان”

در ابتدا متصور شدن این مجموعه از هنرمندان خیابانی که روز های خود را به نقاشی در محله ی هوزیر لین می پردازند و شب در زیر آثار دیواری خود می خوابند بسیار خارالعاده به نظر می رسد.اما علت ساده ای وجود دارد که ظهور هنرمندان خیابانی وآثار گرافیتی در جامعه بی خانمان ها بسیار زیاد است.
فرهنگ اصلی و عامه، بی خانمانی را به عنوان نوعی شکاف شخصیت لکه دار می کنند و شکست اقتصادی را با شکست اخلاقی برابر می دانند.با این وجود زیر فرهنگ های گرافیتی و هنر خیابانی “زندگی به دور دور از امکانات شهری و اجتماعی” را به شکلی سنتی جشن می گیرند.بنابراین گسترش گرافیتی و هنر خیابانی در جامعه بی خانمان ها و فرهنگ بی خانمانی می تواند احترام و عزت نفس را به این افراد باز گرداند،در غیر این صورت این افراد توسط فرهنگ اصلی بدنام باقی می مانند.
بحث دیگری به منظور تبعید افراد بی خانمان از محله ی هوزیر لین گسترش یافت که در آن وجود بی خانمانی با گردشگری در تداخل پنداشته می شد.

جالب اینجاست که عموما گردشگران در این مکان مجذوب آثار هنری بی خانمان ها می شوند.گردشگران نیز کمک های اقتصادی را به آنها برای کسب و کار کوچکی که راه انداخته اند اهدا می کنند.بنابراین بسیار ناعادلانه خواهد بود که وجود همه ی بی خانمان ها را در تضاد با فضای آرام شهری و منافع اقتصادی آن به شمار آوریم.
داستان های بسیار زیادی در مورد جامعه ی بی خانمان های شهر ملبورن وجود دارد.برخی از این داستان ها می خواهند بدترین چیز ها را در مورد این جامعه متصور شویم و حس جامعه گریزی و منفی بافی در مورد دیگر انسان ها را در ما بر می انگیزد.

اما روایت واحدی وجود ندارد و داستان های مثبت و شادی بخشی نیز در مورد جامعه بی خانمان های ملبورن وجود دارد که شان و منزلت را به شهر ما بر می گرداند.
منبع: Theconversation.com
ترجمه: امیر یحیی حدادی(مجله گرافیتی ایران)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *